متولد و مسافر بهار

آموزگاری که در آدینه، آسمانی شد

شوربختانه زنده یاد "فاطمه بُرنُس"، هفتم خرداد ماه سال ۱۴۰۰ ، در شامگاه شرجی زده ی بندر، پس از عمر پربرکت در ۹۵ سالگی در بیمارستان ام لیلا، به علت کهولت سن آسمانی شد.
🖊️ یوسف ملایی- پژوهشگر و روزنامه نگار

آهای آه، آی اندوه؛ اینجا استراتژیک ترین ایستگاه قلب مان بود. وقتی قلب یک مادر می ایستد، وقتی دیگر ریه های یک آموزگار از اکسیژن پر و خالی نمی شود، آنگاه که مهربان ترین ها را به خاک می سپاریم، روشنایی و رستگاری بی پروا و ناگزیر، نظیر عشایر کوچ رو از روزگار مان می کوچند.

روانشاد “فاطمه بُرنُس” زاده دوم خرداد ماه سال ۱۳۰۵، همزاد چشمه ی زلال دهکده ماستون باغشهر فین بود. وی مادر عزیزش “منیژه بانو” را در طفولیت از دست داد اما در دامان شیر زن نیک اندیش و فرهنگی محترم- مهربان تر از مادر به نام “زینب غفوری” شبیه شاپرک ها به شادمانی، شمع وجودش پر نور گشت. به اتفاق محمد فراقی و همسر فرهیخته اش محمدعلی نجیبی، جزو سه آموزگار پیشگام در مدارس معروف “بدر” درس آموزگاری را فرا گرفت.

سال ۱۳۲۸ به استخدام آموزش و پرورش در آمد و در مناطق محروم و روستاهای قشم، جاسک، فین و بندرعباس با عشق آموزگاری کرد. دبستان محمدیه و حافظ بندرعباس همواره به وجودش افتخار می کنند.

همسرش که سال ۱۳۰۳ پا به عرصه گیتی نهاد، سال ۱۳۵۶ – ۴۴ سال پیش- پس از ۳۰ سال جامه سپنتای معلمی را از تن گرفت اما اینک با این پیشامد ناگوار، چینی نازک تنهایی اش به قول سهراب سپهری ترک برداشته است. به سراغش، نرم و آهسته تر باید رفت.

اما زنده یاد بُرنُس، از نخستین بانوان آموزگار هرمزگانی و از نخستین زوج های فرهنگی و فرزانه استان بود که معلمی، همسری و مادری نمونه، سه افتخار وی محسوب می شوند.
همسرش در حالی که اشک پهنای صورتش را فرا گرفته بود با افسوس فراوان گفت: بنویسید که هفتاد و دو سال در خانه من زحمت کشیده است و سپاسگزارشان هستم.

محصول این پیوند ۹ فرزند شایسته و فرهنگی به نام های زربانو [آموزگار]، گلبانو منیژه[ لیسانس ادبیات فارسی از دانشگاه تربیت معلم تهران]، دکتر بهجت[دکترای زبان شناسی و استاد دانشگاه]، عبدالمجید:[کارشناس معاضدت قضایی]، عبدالحمید[ لیسانس تاریخ و فلسفه علوم از دانشگاه پاریس و کارمند دانشگاه آزاد]، شهربانو[ هنرمند خانه دار]، گلبانو صدری[دانشجوی دکتری حقوق عضو سابق هیات علمی دانشگاه آزاد اسلامی بندرعباس]، عبدالعزیز[ رتبه ۹۳کنکور سراسری، تجربی سال ۶۶ ( نفر اول هرمزگان)]، عبدالعظیم [دانشجوی دکتری اقتصاد و معاون مالی و اقتصادی منطقه ویژه اقتصادی خلیج فارس]است که صمیمانه به آن ها آرامش باد می گویم!

عایشه مهجوری و خانم ترابی از دیگر معلمان، همدوره اش بودند. این چهره ی درخشان عرصه ی علم و ادب از نسل جامعه ای بود که اغلب دختران اجازه تحصیل نداشتند و دانش، ارزشمندی چندانی نداشت اما به سبب نسب، نگرش و پندار قبیله ی فرهیخته اش، فرزانگی را به نیکی برایش به ارمغان آورد.
بزرگ گلبانویی که میراث انسانی گرانبهاتر از کوه نور به یادگار نهاد. تعداد فراوانی از مادر بزرگ ها و پدر بزرگ های فعلی بندر از محضر وی درس فرا گرفته اند. شاگردان نام آشنایی مثل محمد رزم، اسماعیل دبیری و … دارد.

فرزندان گرانسنگ و نازنینی به جامعه ارزانی داشت و هما نجیبی فرزند عبدالمجید از نوادگان این مادر ارزشمند است که جزو نخستین دختران ملی پوش دراگون بوت کشور بود. گلبانو فاطمه، زن بسیار بزرگ، قوی، قدر شناس، پر مهر، هنرمند، خوش قلب، خوش چهره و بلند قامت بود.

شوربختانه زنده یاد “فاطمه بُرنُس”، هفتم خرداد ماه سال ۱۴۰۰ ، در شامگاه شرجی زده ی بندر، پس از عمر پربرکت در ۹۵ سالگی در بیمارستان ام لیلا، به علت کهولت سن آسمانی شد. و عصرگاه هشتم خرداد در ضلع شرقی مرقد سید کامل در مرکز شهر بندرعباس آرمید.

🔸برشی از دفتر خاطرات:
سالهای سخت و شیرین خدمت در جاسک با مردمان نیک نظر و نیکو محضر، بسیار خاطره انگیز بود. معلم چهار پایه و مدیر مدرسه بودم، بازرسان از تهران برای سرکشی به مدرسه آمدند. از تمیزی، ادب و نزاکت و مرتب بودن دانش آموزان شگفت زده شدند و با تمجید از عملکردم گفتند:” همه چیز عالی است ولی ای کاش در کلاس درس چادر نمی پوشیدید. نگاهم را از آن ها گرفتم و گفتم: اگر از این موضوع ناراحتید الان استعفا می دهم!  بازرس ضمن تکریم فراوان از گفته اش عذر خواهی کرد. این برخورد اندیشمندانه و پاسخ صریح، گواه بر شجاعت و صداقت در گفتار و رفتار زنده یاد است.

روانش شاد و سرای سرود در مینو جایگاهش باد!
با سپاس از دوستان عزتمندم دکتر نجیبی، عبدالمجید نجیبی، عباس رفیعی، محمود سالاری و سیروس عابدینی که در گرد آوری داده ها کوشیدند.

خرداد ۱۴۰۰ – بندرعباس